محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6393
تاريخ الطبرى ( فارسي )
فرغانيان گفتند كه اگر با مغربيان همسخن شوند با آنها مقاومت مىكنند و مقهورشان مىكنند و بسيارى چيزها دربارهء تقدم مغربيان بر تركان برشمردند و به مهتدى گفتند كه سوى آنها رود . بدين گونه ببود تا نيمروز آنگاه برنشست . بيشتر سواران ، فرغانى بودند و بيشتر پيادگان مغربى . سوى آنها روان شد كه ما بين كرخ و قطايع بودند . تركان نزديك ده هزار بودند و اينان شش هزار كس ، و از تركان كمتر از هزار كس با آنها بود كه ياران صالح بن وصيف بودند ، جمعى نيز با يارجوخ بودند . وقتى دو گروه تلاقى كردند يارجوخ با تركان همراه خويش كناره گرفت . ياران صالح بن وصيف نيز هزيمت شدند و سوى خانه هاى خويش رفتند . طاشتمر از پشت سكو درآمد كه آنجا كمينشان نهاده بودند . دو قوم تصادم كردند و لختى از روز ميانشان نبرد بود ، با شمشير و نيزه و تير . آنگاه هزيمت بر ياران مهتدى افتاد . وى ثبات كرد ، آنها را به طرف خويش همىخواند ( 467 و نبرد مىكرد تا وقتى كه از بازگشتشان نوميد شد و او نيز هزيمت شد . در اين وقت شمشيرى خطدار به دست داشت . زره به تنش بود ، با قبايى كه در اثناى نبرد به تن داشته بود كه حرير سفيد نقشدار بود . پس برفت تا به نزد دار بابك رسيد و مردم را به پيكار قوم ترغيب مىكرد . اما كسى پيروى وى نكرد مگر گروهى از عياران . وقتى به در زندان رسيدند در لگام وى آويختند و از او خواستند كه هر كه را در زندان هست آزاد كند . روى از آنها بگردانيد اما وى را رها نكردند تا دستور داد زندانيان را آزاد كنند . عياران از نزد وى برفتند و به در زندان اشغال يافتند و او تنها ماند و برفت تا به محل خانهء ابو صالح بن يزداد رسيد كه احمد بن جميل در آن بود ، وارد آن خانه شد ، درها بسته شد و او جامه و سلاح خويش را برگرفت . ضربت نيزه اى بر ران وى بود . پيراهن و شلوارى خواست كه احمد بن جميل به دو داد ، خون از چهرهء خويش بشست و آبى بنوشيد و به نماز ايستاد . جمعى از تركان نزديك به سى كس با يارجوخ بيامدند تا به خانهء ابو صالح